بالاخره ببعد از 2 ماه و 10 روز برگشتم اگه بدونین چه خبر بود
بد جوری با این امتحانا دست به گریبان بودم....
دلم برای تک تکتون تنگ شده بود
واقعاً ممنونم از کسایی که توی این مدت من و وبلاگم رو تنها نذاشتن
این حضور با حضورهای همیشه فرق داشت چون هر دفعه که می خواستم برای یه مدت طولانی برم حتماً خبرتون می کردم اما این دفعه نشد...
حالا براتون می گم که چرا نشد
از اونجایی که من خوره ی کارت و اینترنت دارم وقتی کارت داشته باشم نمی تونم نیام و همیشه هم کارت هایی با ساعت های بالا می گیرم برای همین تصمیم گرفتم این دفعه که کارتم تموم شد دیگه کارت نگیرم تا بعد از امتحانا
وقتی اومدم که بهتون خبر بدم زودتر از چیزی که فکرش رو می کردم کارتم تموم شد
حضورتون برای این از همیشه برام با ارزش تره که بدن خواسته ی من بودین و تنهامون نذاشتین...
بازم ممنونم ...
امیدوارم تابستونتون پر از لحظه های شیرین و به یاد موندنی باشه
برای تابستون یه برتامه هایی برای وبلاگم دارم که اگه خدا بخواد و وقتش رو داشته باشم قراره یه اتفاقاتی بیفته
دعا کنید که بشه...
دارم میام مهمون خونه ی سبز تک تکتون باشم...
دست علی یارتونخدا نگهدارتون
پشت و پناهتون باشهخدای خوب و مهربون
+
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 2:19 توسط عاطفه
|