بنام خدای بخشنده و مهربون
سلام سلام سلام سلام 
100 تا سلام
200 تا سلام
500 تا سلام
هززززززززززززااااااااااااااااااااااااااااارررر تا سلام به همه ی دوستای گل و مهربون و دوست داشتنی خودم
همتون خوبین ؟؟؟
بدون من خوش گذشت...؟؟؟؟
ببخشید یه مدت تقریباً طولانی نبودم ...
اما بعد از یه مدت برگشتم با کلیییییییییییییی حرف برای گفتن
حالا اگه گفتین چرا نبودم....؟؟؟؟
آخه رفته بودم سوریه انشاالله قسمت تک تکتون بشه 
برای همتون دعا کردم و از طرف همتون زیارت کردم و نماز خوندم...
خییییییییییییلی خوش گذشت درسته که جاتون خالی بود اما یادتون تو دلم سبز سبز بود
راستش چند وقتی میشه که اومدم اما خوب بعد از برگشتن هم مشغول مهمون داری بودیم ولی خوب منم منتظر بودم که یه روز خاص آپ کنم !!!
چند تا عکس از اونجا براتون میذارم بفرمایین:


اینم مناسبتی که منتظرش بودم...
امروز اولین سالگرد دیدارم با عمو پورنگ مهربونه ...



البته قبلاً هم از نزدیک عمو رو دیده بودم یعنی دقیقاً 2 سال و 1 ماه و 22 روز پیش اما خوب اون موقع نتونستم با عمو صحبت کنم و ...
بگذریم جریانش خیییییییییلی طولانیه هر چند که همون موقع همشو براتون گفتم...
نمی دونم شاید توی آپ بعدی ماجرای یه سال پیش رو دوباره بنویسم...
یادش به خیر حالا دیگه یک سال از اون روز می گذره اما روز فراموش نشدنی ای برام بود یه روز ویژه و خاص و قشنگ...

کاش زندگی دنده عقب داشت ...!!!!
و اما سومین مناسبت:
میلاد با سعادت حضرت معصومه (س) رو به همه ی دوستای خوبم به خصوص به دخترای گل و مهربون تبریک می گم
ببخشید که نیومده این همه پر حرفی کردم 
دلم برای همتون تنگ شده بود ...
دارم میام خونه ی تک تکتون مهمونی...
راستی ازهمتون ممنونم که تو این مدت وبلاگمو تنها نذاشتین
مواظب خودتون باشید
دست علی یارتون 
خدا نگهدارتون

پشت و پناهتون باشه
خدای خوب و مهربون

+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 18:49 توسط عاطفه
|